۱۱ قانون طراحی برند موثر

23/07/1399 16:34

همانقدر که انجام برندینگ به صورت مؤثر یک هنر است، همانقدر هم کار علمی است. در حقیقت، این کار موضوعی است که در چند دهه اخیر توسط محققان متعددی مورد مطالعه قرار گرفته است.
گذشته از این، انجام برندینگ به صورت صحیح، می تواند تأثیری شگرف بر نظر مشتریان درباره یک برند و این که به برند اعتماد دارند یا نه و بنابراین میزان موفقیت و رشد آن برند در دراز مدت داشته باشد.
ما این مقاله را به منظور آموزش اجزای اساسی برندینگ نوشته ایم تا در شروع کار برندینگ موفق خودتان به شما کمک کنیم.
در زیر ۱۱ جزء اصلی برندینگ که در درک بهتر نکاتی که در هنگام برندینگ باید به آنها توجه کنید به شما کمک می کند. بدین طریق، صرف نظر از اینکه چه کسی برندینگ شرکت شما را انجام می دهد، شما نظری تخصصی درمورد کار طراح خود خواهید داشت.
۱٫ از تحقیق درباره رقیبانتان شروع کنید
در هنگام ساخت یک برند برای موفق شدن، خلاقیت خالص فقط بخشی از این کار است.
تعیین یک محل شروع کار با انجام تحقیقات درباره رقیبان یکی از مهم ترین کارهایی است که برای ساخت یک پایه محکم برای برندینگ می توانید انجام دهید.
با نوشتن لیستی از ۱۰ رقیب اصلی خود شروع کنید. یک جستجوی ساده در گوگل لیستی از رقیبانتان را به شما نشان خواهد داد. شما برای دقیق تر کردن این لیست باید از کوئری های دقیق استفاده کنید، با این حال با توجه به این که شرکت خودتان است، انجام این کار باید آسان باشد.
در واقع، شما احتمالاً می توانید ۱۰ رقیب اصلی خودتان را بدون استفاده از موتورهای جستجو لیست کنید. نکته مهم، توجه به کارهایی است که بهترین های بازار به درستی انجام می دهند.
وقتی بدانید که چه چیزهایی در بازار وجود دارد، شما خواهید توانست که در ساخت برندی عالی به طراح برند خودتان کمک کنید. هدف از این کار بازتولید چیزی که از قبل از بازار وجود دارد نیست، بلکه هدف این است که درک کنید چه کارهایی مؤثر است و چه کارهایی مؤثر نیست.
این فرایند همچنین به فرایندهای طوفان فکری نیز کمک می کند.
این تحقیق به شما کمک می کند که صنعت خودتان را بهتر بشناسید و ببینید چه کاری برای سایر برندها مؤثر بوده است ولی در همان حال، شما قادر خواهید بود چیزی را طراحی کنید که کاملاً جدید و منحصر به فرد است.
تحقیق درباره رقیبان راهی عالی است برای درک این نکته که برند در هر رسانه چگونه استفاده شده است و این که برندهای موفق چگونه داستان خود را در رسانه های اجتماعی مختلف، تبلیغات، وبسایتشان و درون شرکت خودشان بیان می کنند.
از انسجام برندهای عالی الهام بگیرید و از ضعف های برندهای “کمتر از عالی” آگاه شوید.
۲٫ برندی بسازید که در چندین رسانه فعال باشد

در عصر دیجیتال، ما از همیشه بیشتر برای رسانه های مختلف طراحی می کنیم. پرینت همیشه ملزومات خودش را داشته است، ولی باید مطمئن شویم طراحی های ما روی صفحات وب، تبلیغات آنلاین و غیره نیز به درستی کار می کند.
بخاطر همین ملزومات چند رسانه ای، از این که در برندینگ خود از فونت ها و ساختارهایی که در همه این رسانه ها کاربرد دارند مطمئن شوید. این یعنی باید برندی طراحی کنید که قابلیت سازگار شدن دارد، برندی که دارای انتخاب است و محدود نیست.
ولی چگونه باید این کار را انجام داد؟
به همه جاهایی که برند شما در آنها استفاده می شود فکر کنید و از همان جا شروع کنید. برندتان را فقط با یک چیدمان نسازید. چیدمان های مختلف، یک علامت، متن مستقل طراحی کنید.
برای مثال، اگر می خواهید که از برندینگ برای تبلیغات فیسبوک استفاده کنید، شما باید محدودیت اندازه متن روی فیسبوک را به یاد داشته باشید. در این مورد، یک لوگو یا علامت با طراحی طویل تر بهتر از یک لوگو دارای ارتفاع بیشتر است. چیدمان های مختلف به شما اجازه استفاده بهتر از فضایی که در اختیار دارید را می دهد.
امروزه سازگار شدن به گونه ای که در فضایی که رسانه های مختلف به شما داده اند جا بگیرید، مهمتر از همیشه است.
۳٫ کمتر بیشتر است
بسیاری از طراحان هنگامی که روی طراحی یک برند کار می کنند از کنترل خارج می شوند. استفاده از عناصر بیشتر در طراحی، لزوماً باعث گرفتن نتایج بهتر نمی شود. در بسیاری از مواقع، برندینگ بیش از حد می تواند پیامی که شما می خواهید به مردم برسانید را کمرنگ کند.
به همین دلیل هم برندینگ شما باید تا جایی که امکان دارد پیام خود را با استفاده از یک طراحی ساده القا کند.
لازم نیست که برندینگ درباره صنعت یا شرکت شما فریاد بزند. معمولاً زمانی که این پیام ها به صورت ماهرانه و جزئی ذکر می شوند، برندینگ مؤثر تر واقع می شود. لوگوهای زیر ساده و مختصر هستند و دهه هاست توسط این برندهای بزرگ استفاده می شوند.

بارها شده است که با مشتری هایی کار کرده ایم که ایده هایی پر از جزئیات درباره این که می خواهند لوگو و برندینگ آنها به چه صورت باشد ارائه داده اند. اغلب اوقات این ایده ها به طراحی های برندینگی که پر از جزئیات هستند (و نیز تأثیرگذاری کمتر دارند) ختم می شوند.
اگر کارتان را با داشتن چند ایده پر از جزئیات شروع می کنید اصلاً اشکال ندارد.
در این مواقع، راه حل حفظ ایده اولیه، ساده سازی مفهوم، تولید مجدد ایده بر اساس خلاقیت خود است؛ حتی پس از انجام این کارها نیز ممکن است که مجبور شوید از جزئیات ایده بکاهید تا بتوانید یک برند ساده و به یاد ماندنی بسازید.
لازم نیست که همه جزئیات برند را در لوگوی خود بیان کنید، بلکه می توانید پیامتان را با استفاده از برندینگ بیان کنید و داستان کامل آن را از طریق استفاده ها و راه های مختلف تعریف کنید.
به خاطر داشته باشید که برندینگ شما همراه با شرکت شما تکامل پیدا خواهد کرد.
تعدادی از بهترین برندهای جهان علائم بسیار ساده ای دارند که نشان دهنده آن برندها هستند. مثلاًاستارباکس Starbucks))، مک دونالد ((McDonald’s، تارگت (Target)، اندروید Android))، فداکس (FedEx) و نایکی (Nike)، همه آنها برندینگ ساده و مؤثری دارند.
شما احتمالاً می توانید ظاهر هر یک از این برندها را بدون داشتن محصولی از آنها در مقابلتان تصور کنید. دلیل نیز آن است که این برندها قابل توضیح هستند، ساده به خاطر آورده می شوند و به منظور ایجاد واکنش های احساسی که حافظه شما را به کار می اندازند ساخته شده اند.
با وجود این که مثال ها شرکت های بزرگ هستند (و شاید شما نخواهید که برند خود را در معیاری این چنین بزرگ بسازید)، اصل سادگی آنها می تواند از ابتدای طراحی برند شما اعمال شود.
لوگوهای شلوغ مردم را سردرگم می کنند
از این که پیامی واضح در لوگو و برندینگ خود دارید مطمئن شوید. لازم نیست که این پیام را در همه علائم یا لوگوهای خود بیان کنید، داستان شما می تواند تبلیغات شما تکامل پیدا کرده و همراه با آنها نیز بیان شود.
از اینکه برند شما به آسانی به یاد آورده می شود مطمئن شوید. این بدین معنی است که اطلاعات کمتری باید به مغز مشتریان بدهید تا آنها بتوانند آن اطلاعات را پردازش، ذخیره و دوباره استفاده کنند.
لوگوی زیر که مربوط به شرکت اپکوت فود (Epcot Food) و جشنواره شراب آنهاست بسیار شلوغ است. فهمیدیم بچه ها، می خواهید یک جشنواره غذا و شراب برگزار کنید.

آنها به سادگی می توانستند پیام خود را برسانند؛ بدون این که لازم باشد نام اپکوت (Epcot) را با لوازم و اجزای مربوط به غذا و نوشیدنی بنویسند. علاوه بر آن، آنها از دو فونت دیگر نیز برای نوشتن نام جشنواره استفاده کرده اند. این کارها واقعاً بیش از حد اضافی است!
۴٫ با خریداران ایده آل خود حرف بزنید
مورد دیگری که سد راه طراحی برند مؤثر می شود زمانی است که طراحان سعی می کنند نظر مشتری یا صاحب کسب و کار (یعنی شما) را جلب کنند.
برای مثال، به دلیل این که یکی از مشتریانشان که صاحب باشگاه است واقعاً رنگ قرمز و آیکون یک عقاب را دوست دارد، آنها یک عقاب قرمز را به عنوان لوگوی باشگاه پیشنهاد می دهند؟
فکر بسیار بدی است!
مهمترین چیزی که باید در هنگام برندینگ باید در نظر داشت، خریداران ایده آل شرکت هستند!
آنها چه کسانی هستند و چه نوع برندی نظر آنها را جلب می کند؟

مثال بالا یک مثال خیلی افراطی است، ولی تشخیص این که خریداران ایده آل این رستوران چه کسانی هستند بسیار آسان است. با وجود این که بسیاری از نکات برندینگ با کیفیت در این مورد رعایت نشده اند، به طور قطعی مشتریان ایده آل را به هیجان می آورد و این که مشتریان اصلی آن چه کسانی هستند را به وضوح بیان کرده است.
وقتی این عنصر کلیدی را درک کردید، شما تصوری دقیق از جهتی که می خواهید برندینگ شما به سمت آن باشد خواهید داشت. این قدم بسیار مهم است و واقعاً میزان موفقیت برند شما را تعیین می کند.
تشخیص پرسونای خریداران
خب، چگونه باید خریداران ایده آل خود را پیدا کنید؟
طراحان ماهر از چیزی به نام پرسونای خریداران استفاده می کنند.
پرسونای خریدار یک نشانگر نیمه داستانی از مشتریان ایده آل شما بر اساس تحقیقات و داده های در دسترس درباره مشتریان فعلی شماست. این مقاله اطلاعات مختلفی شامل موارد زیر را طرح می کند:
• سن
• درآمد
• شغل
• موقعیت مکانی
• علایق/چالش ها
• خواسته ها/نیازها
• اهداف
• روشی که آنها از طریق آن اطلاعات خود را به دست می آورند
• رفتار خرید
• و سایر اطلاعات مرتبط
به دلیل این که از پرسونای خریداران در بسیاری از تصمیات طراحی برند استفاده خواهید کرد، در هنگام تعریف پرسونای خریداران تا جایی که می توانید جزئی نگر باشید.

اغلب اوقات، هر شرکت بیش از یک نوع خریدار ایده آل خواهد داشت. این پرسونا ها می توانند کاملاً متفاوت باشند، پس چگونه باید چیزی بسازید که همه آنها را جذب کند؟
اگر برندینگ شما با خریدار ارتباط برقرار نکند، این که مشتری که کار برندینگ را برای او انجام می دهید از کار شما خوشش می آید یا نه اهمیت چندانی ندارد. مهم این است که این برندینگ در هنگام فروش مؤثر واقع نخواهد شد.
برای مشاهده یک راهنمای جامع درباره پرسونای خریداران شما اینجا را کلیک کنید.
۵٫ سعی کنید که منحصر به فرد باشید
این نکته ممکن است بسیار پیش پا افتاده به نظر برسد ولی ما همیشه افرادی را می بینیم که کار سایر افراد را کپی می کنند. در هنگام انجام تحقیقات برندینگ، الهام گرفتن از رقیبانتان اشکال ندارد. با این حال، نکته ای که در اینجا اهمیت دارد این است که الهام گرفتن شما بیش از حد نباشد و باعث نشود که کار آنها را کپی کنید.
بخش مهمی از برندینگ مؤثر، توانایی ایجاد تفاوت در برند خودتان نسبت به سایر برندهاست. برندینگ شما باید با همه برندهای یگر موجود در صنعت خودتان تفاوت داشته باشد؛ در واقع برند شما باید با همه برندهای دیگر در همه صنایع دیگر نیز تفاوت داشته باشد.
روی جدا کردن بخش هایی از کار رقیبانتان که باعث الهام شما می شوند وقت بگذارید و سپس آنها را در لیستی جدا بنویسید تا آن بخش ها با هم ترکیب شوند و باعث درخشش شخصیت منحصر به فرد شرکت شما بشوند!
آن را قابل تشخیص کنید!
در حالی که برجسته بودن برای موفق شدن شما امری ضروری است، خلاقیت و به یادماندنی بودن برند شما نیز حیاتی است.
اگر یک مصرف کننده در حالی که با سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت در حال حرکت است، آیا آنها قادر خواهند بود چیزی که دیدند را به عنوان برند شما تشخیص دهند؟ یا آنها در حالی که نمی دانند چه چیزی دیدند از کنار آن عبور می کنند؟
طراحی های ساده و مرتب احتمال تشخیص و درک شدن بیشتری در یک نیم نگاه را دارند.
۶٫ آیکون ها و تایپوگرافی های مستقل بسازید
با هر نوع برندینگ، همه چیزهایی که لازم است بگویید را بیان کنید!
لوگویی بسازید که به صورت یک آیکون مستقل و همچنین همراه با تایپوگرافی شما کاربرد داشته باشد. ما اغلب لوگو هایی می بینیم که به تایپوگرافی همراه آنها نمی آیند، یا تایپوگرافی هایی که به لوگوی همراهشان نمی آیند را مشاهده می کنیم.

توانایی استفاده از آیکون ها به صورت مستقل باعث می شود که برند، یک برند حرفه ای به نظر بیاید. ما عاشق آیکون های خلاقانه ای هستیم که می توانند به عنوان علامت مستقل شما عمل کنند، ولی شما باید بتوانید از این آیکون ها همراه با تایپوگرافی خود نیز استفاده کنید.
در حقیقت، شما باید بتوانید که تایپوگرافی خود را به صورت مستقل استفاده کنید. همه برندهای زیر قابلیت تشخیص با استفاده از آیکون خود را دارند، درست است، ولی پیدا کردن کسی که با دیدن تایپوگرافی آنها نیز فوراً نتواند آن را تشخیص کار مشکلی است.

طراحی برند وقتی به درستی انجام شود، به برند امکان استفاده مستقل از هریک از اجزای طراحی را می دهد در حالی که همین اجزای مستقل می توانند به صورت مؤثر با هم ترکیب نیز شوند.
۷٫ پیام برند خود را برسانید
امروزه در دنیای طراحی داشتن یک لوگوی زیبا کافی نیست. طراحی برند شما باید پیام برند شما را به وضوح بیان کند و با خریداران ایده آل شما ارتباط برقرار کند. البته، گفتن این جمله از انجام آن بسیار آسان تر است، ولی این کار بخش مهمی از طراحی برند مؤثر را تشکیل می دهد.
فراموش نکنید که برند شما چیزی بسیار فراتر از یک لوگو است؛ برند شما همه چیزهایی است که نشان دهنده شرکت شماست. برند شما از یک داستان درباره شرکت شما و چیزهایی که قبول دارد است— رنگ ها، علامت ها، لوگوها، تایپوگرافی، شعار و بسیار بیشتر از اینها.
رساندن پیام بسیار فراتر از علامت شماست. داستان/پیام برند شما باید با استفاده از هر عمل خلاقانه که شما انجام می دهید، چه یک تبلیغ باشد و چه طراحی جدید وبسایت، بیان شود. خلاصه بگویم، در حالی که پیام برند شما نباید به صورت نمادین و در لوگو یا علامت شما نمایان باشد، باید در سطوح مختلف برند تعریف شود و توسط خریداران ایده آل شما درک شود.
یک روش ساده برای شروع تعریف پیام برند شما، تشخیث ارزش های بنیادین خودتان است! این همان معنی و هدف برند شماست. دقیق ببینید چه چیزی باعث می شود برند شما منحصر به فرد باشد و از همان جا شروع کنید.
جزء کلیدی دیگر در این کار، تعریف کردن داستان خودتان است. امروزه به دلیل استفاده بیش از حد مردم از تکنولوژی، مخاطبان شما بیشتر از همیشه در رسانه های مختلف در دسترس شما هستند… فقط کافیست داستان برند خود را بیابید و روشی که باید آن را با استفاده از هویت ظاهری و درباره محصولات و خدماتتان تعریف کنید را کشف کنید.
به دلیل این که شرکتتان و همچنین خریداران شما دائماً در حال تغییر هستند، فکر نکنید که داستان و پیام شما همیشه باید یکسان و بدون تغییر بماند. بگذارید پیام و داستان شما همراه با برندتان تکامل پیدا کند و در حقیقت، باید که اینطور باشد تا همیشه با بازار همراستا باشید.
۸٫ اجزا را منسجم نگه دارید
یکی دیگر از جنبه های مهم که بسیاری از برند ها طراحان از آن غافل می شوند توسعه برندی منسجم است.
همه جنبه های برندینگ شما باید با هم هماهنگ باشند و بخشی از یک داستان را تعریف کند. در حالی که لازم نیست همه آنها ظاهری یکسان داشته باشند، باید مانند قطعاتی از یک پازل خلاقانه با هم هماهنگ باشند و تصویری کامل را تشکیل دهند.

در بالا می بینید که شرکت ما مثالی عالی از برندینگ منسجم است و این برندینگ داستان شرکت ما را تعریف می کند (منبع).
هر یک از اجزا کمی متفاوت است، ولی همه آنها از طراحی مشابهی پیروی می کنند و همین هم باعث می شود که مشتریان ما احساس کنند همه اجزا به هم مرتبط هستند. این مورد در طراحی وب و طراحی های دیجیتال ما نیز رعایت شده است. چگونه باید همه چیز را منسجم نگه داشت؟ ۵ قانون که باید از آنها پیروی کنید در زیر آورده شده اند:
۱٫ صفحه های رنگ:
حتماً یک صفحه رنگ اصلی و صفحه رنگ ثانویه داشته باشید. این کار به برند شما اجازه می دهد که به همان شکلی که شما از اول می خواستید باشد و فرصت طراحی های خلاقانه برای رسانه های مختلف و کمپین های جدید را نیز به روی شما می گشاید. هر دو صفحه رنگ باید در فرمت های سی ام وای کی (CMYK)، آر جی بی (RGB) و پنتون (Pantone) در دسترس باشند.
۲٫ فونت ها:
فونت های شرکت خود را بخرید و/یا دانلود کنید. اگر فونت های متفاوتی برای محتوای وب و محتوای پرینتی وجود دارد لازم است که از ابتدا مشخص شود.
۳٫ تصویرسازی (ایلوستریشن):
همه تصویرسازی ها باید در یک سبک باشند. اگر کار وبسایتتان را با یک دسته آیکون طراحی شده با ابزار پن شروع می کنید، همه تصویرسازی های دیگر وبسایتتان نیز باید ویژگی های مشابه داشته باشند.
۴٫ تصاویر:
برندهای حرفه ای سبک عکاسی خود را با انجام یک عکاسی اولیه برند تعیین می کنند. سپس همه عکاسی های دیگر انجام شده در کل طول برندینگ با تقلید از این عکاسی اولیه انجام می شوند.
۵٫ رهنمودهای برند:
موارد یک تا چهار را در یک کتاب کوچک گردآوری کنید و آن کتاب را رهنمودهای برند بنامید. این کتاب نقشه مطمئن شما برای منسجم ماندن است! (در بخش بعدی بیشتر درباره این مورد بحث می کنم.)
از وبسایت گرفته تا تبلیغات اینستاگرام و بروشورهای پرینت شده، داشتن انسجام باعث ایجاد حس آشنایی و اعتماد در خریداران ایده آل شما می شود!
۹٫ رهنمودهای مشخصی برای برند خود بسازید
یک روش عالی برای حفظ انسجام در برندینگ، داشتن رهنمودهایی ساختارمند برای برند است.
برندینگ خوب باید قوانینی سخت گیرانه درمورد این که چگونه باید استفاده شود و چه بخش هایی نباید دستکاری شوند داشته باشد.
مشتریان خواه ناخواه کارشان را به کارمندان خانگی یا سایر افراد می سپارند. این مورد بخصوص در مورد شرکت های بزرگ که دپارتمان های مختلف با برندینگی که شما انجام می دهید کار خواهند کرد صحت دارد.
به همین دلیل، داشتن رهنمودهایی روشن درباره این که چه چیزهایی قابل تغییر هستند و چه چیزهایی نیستند تأثیر بسیار زیادی در حفظ برندینگ اصلی خواهد داشت.

رهنمودهای برند شما (مثالی که در بالا ذکر شد) باید شامل چیزهایی مانند مثال های زیر باشد:
• ارزش های اساسی، اهداف کاری و شعار — شرکت خود را تعریف کنید
• صفحه های رنگ — همه رنگ ها باید در فرمت های سی ام وای کی (CMYK)، آر جی بی (RGB) و پنتون ( Pantone) در دسترس باشند
• فونت ها — همه فونت های قابل قبول برای استفاده از برندینگ و جاهای دیگر
• سبک — این که برای رساندن پیام برند، ترکیب رنگ ها و فونت ها چگونه باید استفاده شود
• تغییرات قابل قبول — مثلاً لوگو می تواند دراپ شادو داشته باشد
• تغییرات غیر قابل قبول — مثلاً لوگو نباید خم شود
شما زمان، انرژی، تحقیق و استعداد زیادی را صرف ساخت برند خود می کنید. تعیین صریح رهنمودهای برند به شما اجازه می دهد که تعیین کنید برند شما چگونه مؤثر تر استفاده شود و همچنین باعث حفظ انسجام اجزا نیز می شود، صرف نظر از این که چه کسی با برند شما کار می کند. هنگامی که افراد رهنمودهای برند شما را ببینند، برند شما را درک می کنند و می دانند چه کارهایی را انجام بدهند/ندهند.
۱۰٫ از ریبرندینگ همراه با رشد شرکتتان هراس نداشته باشید
یکی از قوانین/توصیه های صنایع، بازسازی برند (ریبرندینگ) در بازه های ۵ ساله است. این کار باعث مرتبط ماندن و همراستا بودن برندینگ با موقعیت کنونی شرکت می شود.

با این حال، ما بسیاری از شرکت ها را می بینیم که از بازسازی برندشان در این بازه های زمانی خودداری می کنند. حتی بدتر از آن این است که برندهای جدید و یا برندهایی به به سرعت رشد می کنند با وجود این که کسب و کارشان به سرعت تغییر می کند درباره بازسازی برندشان دودل هستند.
طراحی برند شما باید به گونه ای باشد که پیام و ارزش های کنونی شما برای خریداران را نشان دهد. اگر چیزهای تغییر کنند، آماده بازسازی برندتان باشید تا ساخته شما مرتبط باقی بماند.
۱۱٫ برای جلب توجه طراحی کنید

ما از قبل درباره طراحی برای با کیفیت تر بودن در میان بقیه صحبت کرده ایم. در حالی که با کیفیت تر بودن از رقیبانتان مهم است، این که از لحاظ ظاهری نیز کیفیت بیشتری داشته باشید مهم است.
شما باید روی طراحی برندی کار کنید که باعث بشود مردم در هنگام اسکرول کردن رسانه های اجتماعی بایستند یا وقتی ویدیوی شما پخش می شود به آن توجه کنند.
ارتباط آنلاین مشتریان با برندها دگرگون شده است. مردم به سرعت رد می شوند و بازه های توجه از همیشه کوتاه تر شده اند. برند خود را در تست اسکرول امتحان کنید.
آیا روی کامپیوتر، برند شما باعث می شود که شما اسکلرول کردن را متوقف کنید تا به آن توجه کنید؟ روی موبایل چی؟ اگر برندینگ شما به گونه ای است که در میان چیزهای دیگر گم می شود، شاید بخواهید عنصری که در جلب کردن توجه کاربران آنلاین به شما کمک کند را اضافه کنید.
قدم های بعدی
شما اکنون برای انجام کار برندینگ یا ریبرندینگ خود آمادگی بسیار بیشتری از قبل دارید. اصول طراحی برندی که در بالا به آنها پرداخته شد، به شما کمک می کند که به صورت دقیق تعیین کنید که در برندینگ خود چه چیزی لازم دارید و این که از فرد/تیم طراح خود باید چه انتظاری داشته باشید.
سعی کنید تا جایی که می توانید رهنمودهای بالا را در برندینگ خود اعمال کنید تا ببینید که نتیجه نهایی کار شما برای خریداران ایده آل شما جذاب تر خواهد بود و همچنین برندینگ شما برای دست یابی به اهداف کلی کسب و کار شما نیز مؤثر تر خواهد بود.

 

آخرین دیدگاه ها

هنوز نظری درج نشده است. شما اولین نفر باشید.

ثبت دیدگاه شما

نظر خود را درباره این مطلب بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *