جواهرات ملّی، گنج پنهان

30/02/1400 14:38

به بهانه سالروز موزه و آثار ملّی ایران

 

استفاده از جواهرات در کشور عزیزمان ایران ریشه بسیار کهنی دارد به طوریکه در طول تاریخ، پادشاهان ایران هر زمانی که از جنگ های برون مرزی و نا آرامی ‌های داخلی آسوده می شدند، به تجمّل و جمع‌ آوری جواهرات تلاش می نمودند. حکومت‌ های پس از اسلام نیز بعد از مدّت کوتاهی به تدریج در جمع‌ آوری جواهرات و آثار کوشیده ‌اند که بخشی از این جواهرات (دوران اسلامی) هنوز در ایران موجود است. با این‌حال تا دوران صفویّه اطلاعات دقیقی راجع به چگونگی جمع‌آوری و نگهداری این نفایس وجود ندارد.

در دوره صفویّه، با ورود خارجیان و سیاحان و سفرنامه نویسان غربی، اطلاعات مدوّن تری در این خصوص باقی مانده‌ است. در این دوره و به خصوص در زمان سلطنت شاه‌عباس بزرگ، فتوحات متعّدد مرزی، انتظام و امنیت داخلی و در نهایت روابط گسترده سیاسی و اقتصادی خارجی دولت، باعث شد تا اعتبار مالی و قدرت اقتصادی ایران افزایش یافته و دربار ایران به جمع‌آوری جواهر روی آورد.

با سقوط اصفهان در زمان شاه سلطان حسین صفوی، این گنجینه عظیم به دست مهاجمین افغان افتاد. در هنگام اشغال اصفهان، محمود افغان گروهی را به سرپرستی محمدقلی خان صدراعظم مأمور جمع‌آوری جواهرات از خزانه سلطنتی کرد. با اینکه این‌کار ابتدا با نظم انجام شد، ولی اندکی که گذشت، سربازان رشته اطاعت گسستند و بخشی از جواهرات که هنوز به دست سران اشغالگران نیافتاده بود، تاراج شد. از آنجا که وضع آشفته ایران جنگ ‌زده برای تجارت چنین کالایی مناسب نبود، بخش عمده‌ای از این گنجینه توسط سوداگران از سربازان خریداری و در بازارهای هندوستان و دربار سلاطین تیموری هند به فروش رسید.

با فتح اصفهان توسط نادر شاه و شکست افغان‌ ها، قسمتی از جواهراتی که توسط محمود افغان جمع‌آوری شده بود به دست شاه طهماسب دوم و نادر افتاد و بخشی از آن نیز توسط سران افغان به شهرهای جنوبی برده شد. با تعقیب فراریان این جواهرات نیز به دست نادر افتاد. نادرشاه برای پس گرفتن آن بخش از جواهراتی که به هند رفته بود، چندین بار با دربار هند مکاتبه نمود ولی نتیجه‌ای نگرفت. با  پایان جنگ کرنال و فتح هندوستان به دست نادرشاه افشار، این جواهرات به همراه بخشی از جواهرات محمدشاه پادشاه هند به ایران بازگشت. جواهرات بازگشتی همچنین شامل بخشی از جواهرات محمدشاه بود که به موجب قرارداد ترک مخاصمه شلیمار به عنوان جبران یکصد و پنجاه کرور تومان خسارت جنگ به نادر تسلیم شد.

همه جواهرات ارسالی از هند به ایران نرسید و مجدداً برخی از آن‌ها در راه غارت و بخشی نیز به رسم آن دوران به عنوان هدیه توسط نادر به امرا و حکام و سلاطین همسایه همچون کاترین)ملکه روسیه(، سلطان محمود خان (پادشاه عثمانی) و ابوالفیض‌خان (امیر بخارا) پیشکش شد. نادر همچنین مقادیری از این جواهرات را به آستانه علی‌بن موسی الرضا (ع) تقدیم نمود و مقداری نیز میان سپاهیان وی تقسیم شد. با قتل نادر در ۱۱۶۰ قمری، یکی از سرداران او به نام احمدخان به غارت جواهرات پرداخت و بخشی از آن همچون الماس مشهور کوه نور دوباره از ایران خارج گردید.  اين الماس به دست احمد شاه درانی و رنجيت سينگ پنجابی افتاد. با شکست رنجيت سينگ از انگليس‌ها، “کوه نور” به چنگ کمپانی هند شرقی افتاد و در 1266 ﻫ. ق. / 18/50 م. به ملکه ويکتوريا اهداء شد. بخش دیگری از آن سرانجام پس از چندین بار دست به دست شدن در اختیار آغا محمدخان قاجار قرار گرفت.

آغامحمدخان که برای به‌دست آوردن این جواهرات مجبور شده بود شاهرخ میرزا را به شدت شکنجه کند، تلاش زیادی برای حفظ و نگهداری از این جواهرات نمود. فتحعلی شاه نیز به ضبط جواهرات علاقه داشت و تخت نادری، شمشیر جهانگشای نادری، کلاه مروارید دوزی شده، تاج کیانی و تخت طاووس قاجاری به دستور وی ساخته شد. در زمان ناصرالدین شاه نیز کوشش‌ هایی برای جمع‌آوری این جواهرات به عمل آمد و همچنین از بخشی از جواهرات پیاده موجود، برای ساخت زینت ‌آلاتی همچون کمربند زرین و کره جواهرنشان استفاده شد.

جواهرات ملی ایران در زمان مظفرالدین شاه برای اولین بار تقویم گردیدند. محمدعلی‌شاه در زمانی که از مشروطه خواهان شکست خورد و به سفارت روسیه پناهنده شد، بخشی از این جواهرات از جمله الماس دریای نور را با خود به داخل سفارت برد و ادعا نمود که این جواهرات اموال شخصی او هستند. بر اثر پافشاری مشروطه خواهان در مذاکرات، ناچار بخشی از جواهرات مزبور (از جمله دریای نور) مجدداً به کاخ گلستان بازگشت. در جریان سفر دوم احمدشاه به اروپا، شایعه‌ای مبنی بر سرقت جواهرات ملی توسط او در تهران منتشر گردید. مجلس شورای ملّی هیئتی را به ریاست ارباب کیخسرو مأمور بررسی موضوع نمود که با بررسی انجام شده و تطبیق جواهرات با فهرست تهیه شده در زمان مظفرالدین‌شاه و محمدعلی‌شاه، مشخص گردید که شایعه مزبور صحت نداشته ‌است.

در زمان سلطنت رضا شاه در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، این جواهرات با قانون مصوّب مجلس شورای ملّی به عنوان پشتوانه اسکناس در اختیار بانک ملّی ایران قرار گرفت. از سال ۱۳۲۲ در یکی از خزانه‌های بانک ملّی به نمایش عمومی گذاشته شد و در سال ۱۳۳۴ ساختمان خزانه فعلی برای آن ساخته شد. جواهرات در سال ۱۳۳۹ و پس از اینکه مالکیت آن‌ها به بانک مرکزی منتقل گردید به موزه جواهرات ملّی انتقال یافت که امروزه نیز در همین مکان موجود است.

اگرچه ارزش جواهرات ملی ایران به ارزش اقتصادی آن محدود نمی‌شود، ولی از جواهرات ملی ایران به عنوان پشتوانه قدرت و ذخیره خزانه کشور و گاه به عنوان پشتوانه پول منتشر شده توسط بانک مرکزی استفاده می‌شده ‌است. از نظر فنّی به لحاظ منحصر به فرد بودن، بی‌نظیر بودن و اهمیّت تاریخی، قیمت‌گذاری برای چنین جواهراتی(حتی به‌طور تقریبی) برای زبده ‌ترین کارشناسان و ارزیابان نیز مقدور نمی‌باشد. برخی مورخان تنها ارزش جواهرات غنیمتی هند را به ارزش آن زمان حدود هفتاد کرور روپیه برآورد نموده‌اند.

جواهرات و قطعات موجود در خزانه جواهرات ملی در قالب 37 گنجه دسته بندی شده‌ اند. محتويات اين گنجه‌ها بسيار متنوع بوده و بطور عمده شامل انواع زيورآلات تزئينی، انواع تاج و نيمتاج، انواع جقه (پيش‌کلاه)، گلدان، سرپوش‌های غذا، قليان، آينه، تنگ‌های مينا، شمعدان، فيروزه، شمشير، خنجر، سپر، ساعت، قلمدان، انفيه‌دان، اشيای آراسته به ياقوت و لعل، تفنگ، عصا، مدال، تخت، سنجاق و گل سينه، مرواريد و… است.

گنجينه بی‌مانند « خزانه جواهرات ملی » مجموعه‌ای از گرانبهاترين جواهرات جهان است که طی قرون و اعصار بدين صورت فراهم آمده است.
هر قطعه از اين جواهرات، گويای بخشی از تاريخ پرفراز و نشيب ملت بزرگ ايران و مبين ذوق و خلاقيت‌های هنری مردم اين مرز و بوم است که خاطرات تلخ و شيرين شکست‌ها، پيروزی‌ها، غرور و خودنمايی‌ها و فرمانفرمايی همراه با زور و نخوت زمامداران گذشته را تداعی می‌کند.
شما بازديد کننده عزيزی که به تماشای نفايس و گوهرهای اين مجموعه بی‌نظير می‌نشينيد، قبل از اينکه محو تلألو خيره‌کننده آن شويد، به علل تاريخی و چگونگی جمع‌آوری اين جواهرات بينديشيد و به مصداق « فاعتبروا يا اولی‌الابصار » قضاوت تاريخ و وجدان انسانهای آگاه و آزاده را درمورد گردآورندگان اين جواهرات دريابيد و اهداف آنان را از جمع‌آوری اين مجموعه بشناسيد.
گنجينه حاضر از يک طرف بيانگر فرهنگ و تاريخ کهن‌سال و پرتلاطم ملت ايران و گويای داستان بخشی از زندگی پرماجرای گذشتگان و از طرفی ديگر بازگوی قصه اشک‌های خاموش مردم ستمديده و جور کشيده است که نتيجه خودآرايی و فخر‌فروشی قدرتمندان و صاحبان زور در دوران گذشته بوده است.
انگيزه ما از ارائه اين جواهرات، شناخت بيشتر فرهنگ و تاريخ ايران و پندگرفتن از عاقبت زورمداران و زراندوزان تاريخ است. با اين هدف، مجموعه حاضر که به ما سپرده شده است در معرض ديد و قضاوت شما قرار می‌گيرد.
اهميت جواهرات موجود در “خزانه جواهرات ملی” به ارزش اقتصادی آن محدود نمی‌گردد، بلکه نمايانگر ذوق و سليقه صنعتگران و هنرمندان ايران در دوره‌های مختلف تاريخ و به عنوان ميراث تاريخی، هنری، نماينده هنرهای مستظرفه کشور پهناور ما است.
اين جواهرات و نوادر برای زمامداران و حاکمان در طول تاريخ حکم زينت و زيور را داشته و اغلب شکوه و جلال دربار را نشان می‌داده است، ليکن پشتوانه قدرت و ذخيره خزانه مملکتی نيز محسوب می‌شده است.

در این مقاله سعی شد از جواهراتی که از گذشته تا به امروز برای ما به یادگار مانده اند را شرح دهیم و بتوانیم توضیح مناسبی برای هنرجویان و علاقه مندان جواهرات در آکادمی اردوان آنوش بدهیم. امیدواریم که مفید واقع گردد.

منابع:

سایت رسمی بانک مرکزی و ویکی پدیا فارسی

آخرین دیدگاه ها

هنوز نظری درج نشده است. شما اولین نفر باشید.

ثبت دیدگاه شما

نظر خود را درباره این مطلب بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *